متاتئوری

 در تعــــــریـــــف متـــا تئـــــوری می توان گفت که از کنار هم گذاشتن نظریه ها در یک قالب موزون و منسجم یک متا تئوری بوجود می آید، بنا براین کار متا تئوریها به طبق بندی کشاندن و منسجم نگاه کردن تئوریها به شکل طرح یک دیدگاه یا ترکیبی از دیدگاههای قبلی است. بدین ترتیب ، وقتی در یک حوزه معرفتی خاص تئوریها را کنار هم بگذاریم و به آنها نظام بخشیده و در یک چارچوب جدید مطرحشان کنیم، در واقع یک کار متا تئوریکی انجام داده ایم.به بیان دیگر ، می توان گفت که متا تئوری عمل تحلیل ، ترکیب ، تلفیق و نقد نظریه های مختلف مربوط به حوزه معرفتی خاص و ترسیم شمای نظریه ها در یک قالب جدید و نظام یافته است، به نحوی که محاط بر محیط باشد. پس می توان گفت که متاتئوری یک تئوری در باره مجموعه ای از تئوریهاست...در جهت تکمیل و ادامه اطلاع از این موضوع می توانید روی لینک تعریف متاتئوری و...در زیر کلیک کرده و به اصل مقاله خانم دکتر زمانی زاده که منبع این تعریف است ، استفاده بیشتر را ببرید.

تعریف متاتئوری و انواع آن در برنامه درسی ؟ 

تئوریهای جدید برنامه ریزی درسی

تئوری های جدید برنامه ریزی درسی عبارتند از :

تئوری  درخت،تئوری کریستال ، تئوری قفس پرنده، تئوری  DNA  ، تئوری قارچ، تئوری آمیب  . تئوری های آمیب و قارچ کمترین جهت گیری محلی و بیشتری وابستگی جهانی را دارند. در مقابل تئوری های درخت ،کریستال و قفس پرنده جهت گیری محلی بیشتری دارند.تئوری DNA در بین این تئوری ها قرار دارد.در تئوری درخت ریشه های دانش محلی ،ارزشها و آداب و رسوم محلی است و منابع مناسب بیرونی را جذب می کند تا رشد کند.

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز 15 جمله است

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز (نویسنده معروف کتاب 100 سال تنهایی)

در 15 سالگی یاد گرفتم که مادران از همه بهتر می دانند، وگاهی پدران هم .

در 20 سالگی یاد گرفتم که خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ،مادررا از داشتن یک روزهشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته ،محروم می کند.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد و جاذبه ، قدرت زن .

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می سازد.

در 40  سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ،در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم .

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند .

در 50 سالگی  پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه  بدترین دشمن وی است .

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب .

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان

 

عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعداز خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مسأله در اختیار داشتن کارت های خوب نیست ،بلکه خوب بازی کردن با کارت های بد است .

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگ ترین لذت دنیا است .

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست .