در یک جستار ساده و در کمترین زمان ممکن می توان دریافت که هنوز این تفاوت ها بیشتر یک شباهت ها در عنوان و بیان موضوع در ارشد و دکترا می باشد در صورتی که چنین نگرشی کاملا عیر علمی و به نوعی رفع تلکیفی است . در دنیای کنونی و به خصوص در مباحث و مسائل علوم انسانی که بیان دیدگاه و عناوین نظری بیش از حد می باشد ، دیگر افراد متخصص و اندیشمند از ما نمی پذیرند که بدون بیان نتایح تحقیقات و پژوهش حرف بزنیم . لذا بایسته است که توجه جدی و تحصصی به این مهم لحاظ گردد.
در دوره دکترا باید اشراف کامل به مباجث داشت و جنبه ها و نقاط اشتراک و افتراق را بخوبی تبیین و تحلیل و سپس در حل مسائل باید خود نظریه پردازی کرد. عناوین و موضوع های دوره دکترا باید به این سمت و سو باشند و از رابطه پردازی دوری جست . ارائه مدل ها و نظریه نوین و...از نقاط بسیار بارز در رساله دکتری با پایان نامه ارشد است . اگرچه در دوره ارشد هم می توان به این مهم پرداخت .اما نباید در دوره دکترا رساله به بود و نبود رابطهو مقایسه و تفاوت و... در بین نئوریها و نظریه دیگران بپزدازد.
پرداخت به این مهم را می توان با مراجعه به کتاب روش تحقیق با تاکید بر روش گرانددی -دکتر خاکی دنبال کرد در این اثر به خوبی نفاوت این موضوع اشاره رفته است اما لازم است به شباهت ها هم اشاره ای می شد. امید است که استاد فرزانه بنده این نکته را مد نظر قرار داده و در چاپ مجدد نقاط افتراق و اشتراک پایان نامه و رساله را به خوبی بیان داشته تا دانشجویان و ... در این راه گام های استوار میتنی بر اعتماد برداشته و از شک و تردید و ... بپرهیزند. انشالله در آینده نزذیک مقاله ای تحت همین عنوان از طرف اینجانب به زیر چاپ خواهد رفت . اگرچه جای کار در این موارد بسیار بدیهی اما تخصصی و علمی باید باشد.