قـــدرت آشــــوبگـــــر
سازمانها تشکیل شده از افراد انسانی با قدرت سازمانی (رسمی ) و قدرت گروههای غیررسمی قدرتهای زیادی در یک سازمان وجود دارد ؛ مانند قدرت ناشی از تخصص ، گروه ،قانون و... ، قدرت در سازمان می تولتد نفیذ و یا غیرمفید باشد. مهم تحقق ادهداف سازمان توسط عوامل سازمانی است .با تجمیع این قدرت و توان های رسمی و غیر رسمی است که می توان سازمان را موثر و کارا ساخت . اما آنچه مهم است این است که توجه به قدرت در سازمان از عوامل تاثیرگذار در مدیریت و رهبری سازمانی می باشد و هیچگاه در سازمان و یا در مجموعه انسانی ، به و از قدرت رقبای ضعیف خود غافل نباشید. افراد و مجموعه ضعیف همواره دارای منابع قدرت منفی هستند که عمدتا توان بالقوه برای قدرت آشوب گری (chaos power) هستندو این قدرت آشوبگری توانایی برای تولید یا ایجاد مشکلات عمیق و خطرناک در سطوح مختلف را دارا می باشند.
لذا باید بدانیم که سازمان های ضعیف و افراد ضعیف ضرورتا فاقد قدرت نیستند. مثلا در یک سازمان دارای ساخت عمودی بلند ، یا در سازمان ها و شرکت های رقابتی و...مدیران پایین دستی و رقیب و... را هیچ گاه ولو ضعیف هم باشند نباید فاقد قدرت بدانیم . یک ضرب المثل معروف و معمولی وجود دارد که می گویند : هیچگاه طرف مقابل خودت را دست کم نگیر ولو مورچه ای باشد. چرا که اگر این مورها با هم هماهنگ شوند حتی می توانند یک سیلو انبار گندم و یا مواد غذایی را در طول چند روز تخریب و یا از بین ببرند.
یک دست به تنهایی توان چندانی ندارد اما وقتی هم انگشتان باشند ، یک مشت می شود و قطره قطره و...همه ناشی از وجود انباشت قدرت ضعفا در یک تفکر است . دست کم گرفتن یک مشکل کوچک در سازمان تبدیل به بحران و بحران تبدیل به فاجعه و نهایتا شکست و نابودی سازمان را می تواند به دنبال داشته باشد . پس نتیجه می گیریم که رقبای ضعیف خود را هیچگاه دست کم نباید گرفت چرا که وحدت ضعفا منجر به یک قدرت آشوبگر و ویران کننده در سازمان می شوند اگر نتوانیم به درستی این موضوع را مدیریت کنیم . مدیریت بحران بعضا به دلیل نادیده گرفتن نکته ها و رقبای ضعیف است که منجر به بحران می شود. مدیر توانا همواره باید کوچکترین عامل خطر و تهدید کننده را بزرگ بشمارد .


دانشجوی دکترای تخصصی مدیریت آموزشی هستم .